اخبار لحظه به لحظه از نتایج ارشد!!

با سلام خدمت بینندگان عزیز!

در این بخش به صورت لحظه به لحظه میتونین آخرین نتایج ارشد بچه های کلاس رو مشاهده کنین!

طبق آخرین گزارش های رسیده خانوم نازلی برات زاده با افتخار تمام موفق به کسب رتبه 1 زبان آلمانی شدن (هووووووووووووووووووووررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااا) . این موفقیت را به ایشون و خانوادشون تبریک عرض میکنیم. انشالله که در تمام مراحل زندگی موفق باشن

لازم به ذکر است سایر بچه ها نتونستن به سایت وارد شن و به محض دریافت رتبه سایر بچه ها اطلاع رسانی خواهد شد !

تا بخش بعدی خدا نگهدار !!!

 

خصوصیات آقایون

اینم در جواب آقایون به ظاهر جوان :

1- می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه

2- مردها مثل آگهی بازرگانی هستند..... یک کلمه از چیزهایی را که میگن نمیشه باور کرد

3- مردها مثل کامپیوتر هستند..... کاربری شون سخته هرگز حافظه قوی ندارند

4- مردها مثل سیمان هستند .....وقتی جایی پهنشون می کنید باید با کلنگ آنها را از جا بکنید

5- مردها مثل تعطیلات هستند..... هیچ وقت به اندازه کافی بلند به نظر نمی آیند.

6- مردها مثل طالع بینی مجلات هستند..... همیشه بهتون میگن که چیکار بکنید و معمولا هم اشتباه می گویند

7- مردها مثل جای پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونایی که باقی موندن یا کوچیک هستند یا جلوی در منزل مردم

8- مردها مثل ماشین چمن زنی هستند..... به سختی روشن میشن و راه میفتن , موقع کار کردن حسابی سروصدا راه می اندازند و نیمی از اوقات هم اصلا کار نمی کنند.

 

تور پیرزنان!!

تعدادى پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد

راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد. راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد.اين کار دوبار ديگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پيرزن باز با يک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسيد چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خوريد؟ پيرزن گفت چون ما دندان نداريم. راننده که خيلى کنجکاو شده بود پرسيد پس چرا آن‌ها را خريده‌ايد؟ پيرزن گفت ما شکلات روى بادام‌ها را خيلى دوست داريم!!!!!!!

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی.پرهایش را بزن...خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.

khob hala berim be doreye dovome kalkalha .. ye matlabe jalebi khoondam dar morede tafavote zan o mard ke na zan bartzari darad na mard..befarmaiid

زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها

پسرها ارتباط های مكانیكی را بهتر درك می كنند و استعداد ریاضی بهتری نسبت به دخترها دارند، اما در كارهای دستی مخصوصاً كارهایی كه نیاز به چالاكی انگشتان دارند دخترها بهترند و چابكی انگشتان زنان به آنها اجازه می دهد كه ماشین نویس خوبی باشند. یكی از ویژگی های جالب زنان این است كه می توانند اطلاعاتی را برای مدت كوتاهی در حافظه خود نگه دارند كه با هم هیچ ارتباطی ندارند و به خود آنها نیز مربوط نیست. بر پایه همین توانایی است كه زن ها بهتر می توانند به منشی گری و كارهای دفتری اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدایی تا دانشگاه آن هم تا سطح لیسانس در مجموع بهتر از پسرها درس می خوانند و موفقیت های بیشتری به دست می آورند. اما بعد از فراغت تحصیل و به ویژه بعد از دوره لیسانس، معمولاً از رقابت دست برمی دارند و در صورت ازدواج، خود را كاملاً وقف خانواده می كنند. البته زنان شاغل، نویسنده، وكیل و پزشك هم وجود دارند اما كمتر به جاه طلبی و مقام پرستی روی می آورند و این امر به مقدار زیادی از شكوفایی استعدادهای آنها جلوگیری می كند. پسمی توان گفت كه علت محدودیت زن ها مسائل عاطفی است نه كمبود استعداد.

محققان استرالیایی اعلام كرده اند: آن قسمت از مغز كه برای صحبت كردن مورد استفاده قرار می گیرد در زنان نسبت به مردان 30-20 درصد وسیع تر است. شاید همین موضوع سبب می شود كه زنان در امتحانات بلاغت شفاهی، حافظه شفاهی و برخی مهارت های حركتی ظریف بهتر از مردان عمل كنند. در مطالعه ای كه با استفاده از فن رادیوگرافی و MRI صورت گرفت مشخص شد كه مردان تنها از سمت چپ مغز خود برای حل مسائل زبان شناسی استفاده می كنند در حالی كه زنان از هر دو نیمكره مغز سود می برند. توانایی زنان در استفاده همزمان از هر دو نیمكره مغز، آنها را قادر می سازد كه به هنگام صحبت كردن به مراكز عاطفی نیز دسترسی پیدا كنند و در ارتباطات عاطفی موفق تر عمل كنند. شاید این نكته را كه خانم ها مددكاران اجتماعی، مشاوران، آموزگاران و پرستاران موفق و خوبی هستند بتوان به این موضوع نسبت داد.

khob hala khodetoon ghezavat konin dige

تبریک تولد

تولد... تولد .... تولدت مبارک

بیا شمع رو فوت کن که صد سال زنده باشی.

آیدا جون، دوست خوبم تولدت را تبریک میگم و امیدوارم با سلامتی در کنار خانواده ات زندگی شادی رو سپری کنی.

اینم یک کیک تولد هدیه من به تو.

کل کل ممنوع!

 

 کل کل جنسیتی نکنین هاا!!! خانوم های کلاس هم بیشترن هم حساس تر!یه چی میگین٬ یه چی میگیم این دم آخری خین وخینریزی میشه هیچ پسری از این گروه فارغ نمیشه ها! گفته باشم!

حالا من یه مطلب میزارم که سر به سر شیم! قضیه ختم به خیر شه!

 یه زوج مسن و خوشبخت که هر ۲تاشون ۵۰ سالشون بود و واسه

 سی امین سالگرد ازدواجشون کنار یه رودخونه ی قشنگ میشینن.

ییهوووووو یه فرشته ی مهربون هورتی ظاهر میشه و واسه هدیه

 سالگرد ازدواجشون قول میده ۲تا آرزوشون رو برآورده کنه.خانومه

میگه دوس دارم با همسرم دور دنیا رو بگردم...که جملش تموم

 نشده ۲تا بلیط تور دور دنیا تو دستش ظاهر میشه. آقاهه به

خانومش نگاهی میکنه و میگه با ابنکه  من تو رو خیلی دوست دارم

 ولی از فرشته خانوم می خوام یه همسری بهم بده که ۲۰ سال

 از من جونترباشه. فرشته عصاشو میچرخونه رو سر آقاهه و دودی

  آقاهه رو احاطه میکنه!

 آقای قصه میشه ۷۰ ساله!

خريد شوهر

این داستان رو در جواب اون نمادی که خانوم سلیمی فرد گذاشتن؛ نوشتنم !! انشاالله که همه حالشوووو ببرن!

یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.

این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد. اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.

روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
در اولین طبقه، بر روی دری نوشته بود: “این مردان، شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.”
دختری که تابلو را خوانده بود گفت: “خوب، بهتر از کار داشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینیم بالاتری ها چگونه اند؟

پس به طبقه ی بالایی رفتند

در طبقه ی دوم نوشته بود: “این مردان، شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند.”

دختر گفت: “هوووومممم طبقه بالاتر چه جوریه؟
طبقه ی سوم: “این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند و در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند.”

دختر: “وای. چقدر وسوسه انگیر ولی بریم بالاتر.” و دوباره رفتند

طبقه ی چهارم: “این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره ای زیبا هستند. همچنین در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند و اهداف عالی در زندگی دارند
آن دو واقعا به وجد آمده بودند
دختر: “وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی آخر باشه؟

پس به طبقه ی پنجم رفتند

آنجا نوشته بود: “این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند! از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم!

salam be doostaye azizam omidavarm hale hamegitoon khoob bashe va ayam be kametoon bashe.. khastam yadavari konam baraye 5 omin bar ke farda hatman aksaye profile daneshjooitoon ya hamoon portaletoon vase man biarin khahesh mikonam.. ajezane be patoon mioftam... khob base dige kheili khahesh kardam.. ama in khahesham be bache haye mohite zisti hamm hasta... darzem dobare yadavari mishavad 4 shanbe dobare filmbardari darim va kasani ke doost daran bishtar too film bashan hatman bian.. az tavajohe hamegitoon mamnoonam.. felan

اخبار 20.30

مجددا سلام بر همه دوستان (و بازم چه مرتعی و چه محیط زیستی!!)

چندتا خبر دست اول دارم !!!

قبل از اینکه خبرارو بگم ازتون یه خواهش دارم. چنانچه شعر قشنگی واسه رو تندیس ها داشتین حتما بگین. این تندیس ها تا آخر عمر به عنوان یادگاریه و مطلبی که روش حک میشه ارزشمنده! پس اگه مطلب جالبی داشتید حتما بگین.ممنون. و اما خبر ها:

1-     اردوی کاشان کلاً کنسل شد ! (به علت کمبود بودجه !!)

2-     قرار بود جشن جلوی دانشکده برگزار بشه ولی به چند دلیل تصمیم بر این شد که بریم تو سوله فرهنگی. اول اینکه هزینه کرایه میز و صندلی، صوت، سِن، رومیزی، و .... بسیار زیاد میشد. بچه ها با همین 25 تومن هم مشکل دارن. حالا تصور کنین بخوایم 5 تومن هم اضافه تر بگیریم !! همه میریزن رو سرمون !! دوم اینکه بر فرض که با همین 25 تومن هم بتونیم سر و ته ماجرا رو جمع کنیم، ولی اگه خدای نکرده 1% روز مراسم هوا خراب شه ..... من یکی که میزنم زیر گریه !!!

3-     قرار بر این بود که دکتر ناصری با مسئولین دانشگاه صحبت کنن و اگه بشه بودجه شام رو ازشون بگیرن یا حداقل اجاره لباس ها رو دانشگاه پرداخت کنه. از اونجایی که دانشگاه ما خیلی لارجه (!) نه پول لباس رو قبول کرد و نه شام ! فقط زحمت کشیدن و هزینه پذیرایی رو ( اونهم فقط کیک وساندیس ) رو متقبل شدند (عمرشان مستدام و اجرشان با خدا !). امیدواریم که انشاالله حداقل هزینه کرایه سالن رو از ما نگیرین ! (نکته : فکر کنم بودجه دانشگاه در سال 20 میلیارد تومنِ که با این پولِ کم نباید توقع زیادی داشت !!!)

4-     بعضی بچه ها خواسته بودن که ریز خرج کرد هزینه ها را تشریح کنم ! جهت اطلاعِ به حق آن دسته از دوستان به ذکر موارد زیر می پردازم و در آینده کامل تر توضیح میدم.

از 25 تومانی که دادین تا اینجا 10 تومان برای هر نفر دادیم به فیلم بردار (کل هزینه فیلم برداری شده 500 هزار تومن که اگه تقسیم بر 50 نفر دانشجویه شرکت کننده در مراسم بکنین میشه هر نفر 10000 تومن). برای هر نفر هم 10000 تومن لوح و تندیس تهیه می شه. موند 5000 تومن آخر که شما میتونین با یه حساب سر انگشتی به این نتیجه برسین که ما به شدت به منابع مالی جدید نیازمندیم ! آخه هر پرس غذا در سلف زیتون (سلف مخصوص اساتید) میشه 3600 تومن. همچنین کرایه هر دست لباس میشه 1500 تومن. تازه میوه و شیرینی و گل و مجری و.... هم رو اضافه کنین.

خوب دیدن که 25 تومن صرفه چه کارهایی شده ؟!! حتما می پرسین که الان هر نفر باید بیشتر از 25 تومن پول بده ! کاملا سوال درستیه و باید بیشتر بِدین؛ ولی... ولی دکتر دانش زحمت کشیدن و مبلغ 300 هزار تومن بهمون کمک کردن که همین جا، جا داره ازشون تشکر کنیم.

خب اگه قانع نشدین تو دانشکده به صورت حضوری در خدمتم!!

آرزوی اوقات خوش!!

اینم ۶ تا از سمبل های دنیا امیدوارم خوشتون بیاد.

سمبل صلح :

سمبل توازن :

سمبل مرگ:

سمبل ابدیت :

سمبل عشق :

و آخرین سمبل، سمبل ازدواج:

امیدوارم به کسی بر نخوره.

 

دریافت کمک های مردمی !!

با سلام خدمت دوستان عزیزم

چه مرتعی و چه محیط زیستی !!!


با توجه به اینکه بعضی از دوستان مایل بودن که علاوه بر مبلغ تعیین شده، به عنوان کمک به برگزاری بهتر جشن مبلغ بیشتر پرداخت کنن؛ لذا خواهش دارم جهت جلوگیری از عمل ریا (!)به صورت مخفیانه (!) به آقای محبی تحویل بدن و به بقیه هم چیزی نگن. ممنون .

راستی تا چند روز آینده ریز خرجکرد هزینه ها رو اعلام میکنم و کاملا مبسوط توضیح خواهم داد که 25000 تومانی که دادین صرف چه اموری شده !!

شاد باشید!

تاریخ تولد بچه های کلاس

هر کسی که اون فرم مربوطه رو پر کرده ، تاریخ تولدش هست و هرکسی هم که پر نکرده ..... خب حتما دوست نداشته دیگه !!

نام

تاریخ تولد

مهیا باستانی

23/6/67

ریحانه تقوایی

14/5/67

الهام عابدینی

17/3/66

آیلین وردی پور آزاد

9/8/67

پروین تشکری

11/1/66

سیده فاطمه خبازی

1/1/66

ابراهیم سرگزی

3/1/65

مرجان دولتی

2/11/66

ریحانه عظیمی

25/6/66

مائده خواجه ای

2/1/67

وجیهه خاکسار زاده

16/9/65

عادله خاور

7/6/66

مهرآفرین بخشی

22/3/67

الهام خزاعی

25/5/66

مریم موسوی

30/6/67

زینب سکوند

21/4/66

مهسا فلاح

5/4/67

سمیه یزدانی نژاد

12/10/66

آیدا هاجری

25/2/67

مژده سلیمی فرد

1/8/66

نگین نودهی

6/1/66

انیس نوری

17/10/66

نازلی برات زاده

9/5/67

سحر فلکی

10/3/66

ریحانه رضایی کلات

12/9/67

مهران همدم جو

20/8/64

علیرضا اولیایی

30/9/65

محمود محبی

3/2/67

 

با نگاهی به جدول بالا متوجه میشویم که آقای همدم جو مسن ترین فرد کلاس (البته از لحاظ سنی، وگرنه از لحاظ ظاهری از همه جوون تره ها) و  خانوم رضایی (تیمسار) جوان ترین فرد کلاس می باشند !!!!!

کفش های آدیداس یا میرزا نوروز!!؟

یادش بخیر دیروز رفتیم بازدید!!

برای ما تازگی داشت چون تازه داریم یه چیزای میفهمیم!! ولی حیف که دیر فهمیدیم!!

بازم خدا رو شکر می کنیم آخه بعضی ها بعده ۴ سال هیچی یاد نگرفتن... بعضی ها هم اینقدر ناامید شدن که دیگه بازدید هم نیومدن!!

بعضی ها از این فرصت استفاده کرده بودن ادای مانکن ها رو در می آوردند!!! غافل از این که ست کنن یا حداقل مد بپوشن!!! از همه بیشتر کفش ها ی یکی خود نمایی میکرد... خودش که میگفت گرون خریدم ولی ما نفهمیدیدم این کفش ها واقعا کفش های آدیداسه یا کفش های میرزا نوروز!!؟

 

{   ثبت نام جشن فارغ التحصیلی  }

کم کم چمدان سبز چهارساله‌یمان بسته می‌شود و منتظر سوت قطاری هستیم که ما را از این ایستگاه زندگی خواهد برد. اما قبل از آمدن این قطار می‌خواهیم یادمان بماند و ثبت کنیم که در این ایستگاه از زندگی تنها نبوده‌ایم!

روز جشن فارغ‌التحصیلی حس غریبی خواهیم داشت و سرشار از دلتنگی خواهیم بود، دلتنگی برای کسانی که روزهای زیادی از جوانی‌یمان در کنارشان گذشت. فرقی نمی‌کرد از چه شهری باشیم یا متولد چه سالی هستیم، فرقی نمی‌کرد دختر باشیم یا پسر، هیچ چیزفرقی نمی‌کرد! همه ما را دانشجویان منابع طبیعی 85 می‌خواندند. شاید با همه بچه‌های منابع طبیعی 85 دوست و صمیمی نبودیم اما همه آنها برایمان قابل احترام هستند و آرزوی موفقیت همه آنها را داریم. روزهای کنار هم بودن یا لااقل کنار هم نشستن وابستگی عجیبی در قلبمان ایجاد کرده اما به پایان این مرحله از زندگی رسیده‌ایم و باید دانشگاه فردوسی و دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست و کنار هم بودن را ترک کنیم. خوشحالیم میان این همه دلتنگی جشنی برپا خواهد شد. دور هم جمع می‌شویم و مهندس شدنمان را جشن می‌گیریم. آخرین فرصت‌های باهم بودن را با شادی می‌گذرانیم.

یادت هست چهار سال پیش چقدر آروم اومدیم؟ اما قرار نیست آروم و بی‌تفاوت بریم چون این چهار سال مهم بود، نتیجه تلاش‌های این چهارسال نیاز به جشن و تجلیل داره..... بعضی برای جشن فارغ‌التحصیلی همدلی نکردند و حتی می‌گفتند هشتاد و پنجی‌های منابع طبیعی نمی‌توانند جشن بگیرند!!!!! ولی ما می‌خواهیم قبل از رفتن خداحافظی کنیم. این چهارسال اونقدر مهم هست که بی‌تفاوت از کنارش نگذریم.

تیم اجرایی با همکاری تمام دانشجویان علاقه مند، جلوی همه مشکلات وایستادن و به خاطر ارزشی که برای خودشون و هم کلاسی‌هاشون قائل هستن جشن فارغ التحصیلی را به بهترین نحو تدارک خواهند دید.

(( همیشه مهربانی و همدلی پیروز است ))

زمان جشن: 12/3/89

مبلغ ثبت نام: 25000تومان برای هر دانشجو،  3600 تومان برای هر همراه.

دانشجویان عزیز هشتادوپنجی هرچه زودتر برای نام‌نویسی به یکی از مسئولین ثبت‌نام مراجعه کنند. مهلت تکمیل ثبت نام و پرداخت هزینه روز 2 خرداد ماه می‌باشد. 

مسئولین ثبت‌نام:

مژده سلیمی فرد، زهرا صادق، ندا منصوری، نازلی برات زاده، محمود محبی

یکی از زیباترین مزارع جهان

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی!!

صدام!!

 

امان از این اوضاع! امان از این طرحهای ارشادی-حجاب-ی  قدیمی با عناوین جدید! امان از گش-ت ارش-اد!  امان از کمی-ته انض-باطی! امان از حراس-ت! امان از نگهبان جدید!

اون قبلیارو که نمیدونم چی هستن ولی این آخری رو از فاصله ۵متری دیدم.

شبیه این بازیگرای نیروی بعث عراق توی فیلم جنگیای ایران(یکم خوفتر و سیفیل سیاه تر!)!

همه جا حضور داره( مثل جن بوداده که یکم سوخته!)! چه خودش چه حرفش!

دانشکده یک لولو کم داشت که خداوندگار آخناتون دم آخری عنایت فرمود!

۲روزه انتهای مسیر دید همه اتاقک نگهبانیه! البته تا زمانی که میدونیم نگاهمون نمیکنه اااا! تا روش میچرخه سمت ما٬ سر و کله و نیم تنه بالایی در جهت مخالف می چرخه و شروع میکنیم به دعا و ذکر اوراد تا خدا گیره این آقا رو از ما دور کنه! 

از دست ما که کاری برنمیاد فقط باید سعی کنیم این چند هفته آخر گیر صدام نیوفتیم و الکی الکی پروندمون خط خطی نشه!

 

 

People are often unreasonable, illogical and self-centered; Forgive them anyway.

 مردم اغلب غیر منطقی و خود محور هستند، با این حال آنها را ببخشید.

 

If you are kind, People may accuse you , of selfish, ulterior motives; Be Kind anyway.

 اگر مهربان باشید، ممکن است بگویند که تظاهر می کنید و انگیزه های پنهان دارید، با این حال مهربان باشید.

 

If you are successful, you will win some false friends and some true enemies;
Succeed anyway, people may cheat you; Be honest and frank anyway.

 اگر موفق باشید، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنین دشمنانی صادق، با این حال موفق باقی بمانید.

اگر صادق باشید، اشخاصی ممکن است سرتان کلاه بگذارند، با این حال صادق باقی بمانید.

 

 

What you spend years building, someone could destroy overnight; Build anyway.

 آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند، با این حال همچنان سازنده باشید.

 

 

If you find serenity and happiness, they may be jealous; Be happy anyway.

اگر خوشبخت شوید ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با این حال خوشبخت باقی بمانید.

 

The good you do today, people will often forget tomorrow; Do good anyway.

 کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با این حال به کار خوب خود ادامه دهید.

 

 

Give the world the best you have,and it may never be enough; Give the world the best you've got anyway.

 به دنیا خدمت کنید، هر چند ممکن است کافی نباشد، با این حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهید.

 

You see, in the final analysis. it is between you and God; It is never between you and them anyway.

می بینید که در نهایت آنچه هست، میان شما و خداوند است؛ هرگز میان شما و اشخاص نیست.

چند ثانیه با دکتر شریعتی.....

بد گویی
هر کس بد ما به خلق گوید

ما صورت او نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم!

روز فیلمبرداری!

 

امروز که قرار شد آقای نخاولی واسه فیلمبرداری بیاد تو کلاس آقای توکلی استاد گیج شده بود. یه لامپ خاموش رو سرش ظاهر شد که بعد از ورود نخاولی و نازلی با میکروفون و دوربین یهو روشن نشده  ترکید.شروع کرد به تته پته کردن کل خلاصه درس ۲ساعته امروز.چند دقیقه یه نفس توضیح می داد انگار دم و بازدم نداشت چون آخرش کبود شده بود.اونقدر تو جو بود که چند دقیقه بعد از تموم شدن فیلمبرداری هم هنوز داشت بلند بلند مفاهیم درس رو تکرار می کرد. اونجا بود که فهمیدم ۲ ساعت واسه اساتید زیاده وقتی توی ۵دقیقه میشه همونقدر مطلب رو درس بدن.

از اونجایی که تدریس بی یادداشت و شکل روی تخته وایتبرد نمیشه! دوربین که رفت جلو استاد شروع کرد به کروکی کشیدن مرکز تحقیقات(اونم با جدیت و رعایت کلیه علایم نقشه کشی)!! 

پ.ن: امیدوارم این مطالب رو اساتید و عمال نفوذی ایشان نخونند و به مراتب گزارش ندن! 

سلام .اول از آقاي محبي تشكر ميكنم كه اين وبلاگ رو ايجاد كردن بعد از تمام بچه هايي كه كمك به بهتر شدن اين وبلاگ ميكنند تشكر ميكنم.راستي امروز هم خيلي خوب بود.

منتظریم ......

از کلیه بچه ها خواهش دارم هر نظری که واسه بهتر برگزار شدن جشن فارغ التحصیلی دارن بیان بگن. مسلما کاری که با مشارکت همه انجام بشه بسیار با  کیفیت تر از کاریه که توسط عده ای محدود انجام بشه. پس از همین الان منتظر نظرات و  پیشنهاداتون هستیم. چه از لحاظ غذا، چه دکور، چه مجری، چه لباس و.....

بزرگترين سد جهان: سد سه دره Three Gorges Dam :

بزرگترين سد جهان: سد سه دره Three Gorges Dam :

این سد بر روی]رودخانه يانگ تسه (Yangtze river) ساخته مي‌شود، با 6300 کيلومتر طول (حدود 3 برابر فاصله اروميه تا زاهدان) و حجم آورد سالانه 950 ميليارد مترمکعب (حدود 7 برابر کل آورد همه رودخانه‌هاي ايران که 135 ميليارد مترمکعب در سال است)، يکي از بزرگترين رودخانه‌هاي جهان است که به لحاظ سيل‌هاي مخرب در رتبه اول جهان قرار مي‌گيرد.

عمليات احداث سد سه دره با چهار هدف اصلی : 1- ذخيره سازي آب کشاورزي، 2- کنترل سيلاب، 3- توليد برق و 4- گسترش کشتيراني و حمل و نقل آبي و با هدف جانبي جهانگردي و جلب توريست از سال 1992 آغاز شد و ساخت آن به قدري مهم بود که به سرعت به عنوان سمبل توسعه چين مورد توجه قرار گرفت.[

حجم ذخيره سازي اين سد 3/39 ميليارد مترمکعب (حدود 200 برابر مخزن سد کرج و بيشتر از حجم ذخيره آب تمام سدهاي موجود در ايران) مي‌باشد که بزرگترين مخزن در بين سدهاي جهان  خواهد بود. احداث اين سد با هزينه 22 ميليارد دلار (حدود 25 برابر هزينه احداث سد کرخه بزرگترين سد ايران و معادل درآمد يک سال فروش نفت ايران)

با آبگيري کامل اين سد، درياچه‌اي به طول 660 کيلومتر (بيش از 15 برابر فاصله تهران – کرج) و عرض حداقل يک کيلومتر در انتهاي درياچه ايجاد مي‌شود که باعث توسعه خط حمل و نقل آبي و کشتيراني و افزايش ظرفيت حمل بار در رودخانه يانگ‌تسه از 10 ميليون تن به 50 ميليون تن خواهد شد.

اینم چند تا عکس از این قول بتونی :

salam be doostaye azizam.. dar hafteye pajushesh va amoozesh gharar darim va khastam behetoon yadavari konam ke ma dar daneshkadeye oloom ghorfe darim ta 5 shanbe va khoshal mishim ke tashrif biarin az ghorfe khodetoon didan farmaiid.. . darzem farda yerob be 11 shabake khorasan ye majmooeii az namayeshgah emsal o neshoon khahad dad hatman bebinid.. farda yeshanbe 15 min mande be 11 shab.. felan azizane man shab bekheir

salam .... bayad begam vay chi shode 2 nafar be weblog nevisamoon ezafe shode afarin bar shomaha age injoori edame bedim hatman weblog e khoobi khahim dasht...

bache ha aksatoon yadetoon narea va dar nazarsanji baraye poole jashn niz sherkat konin ( be akhare safhe moraje konid) mamnnoonetoon misham

سلام به همگی ، امیدوارم ساعات خوبی را گذرونده باشین.

فکر کنم کم کم باید وبلاگ علمی کنیم تا بازدید کننده ها بیشتر بشن. برای شروع بد نیست بدونیم جایگاه علمی دانشگاهی که داریم توش درس میخونیم کجاست!

دانشگاه فردوسی با 863 محقق در رتبه 1671 دنیا قرار داره که این رتبه در دنیا خوب نیست اما در کشور خودمون دارای رتبه 4 هستیم که بعد ار دانشگاه های تهران ، علوم پزشکی تهران و دانشگاه صنعتی شریف قرار داریم که این زیاد بد نیست.

شاید با یکم تلاش بیشتر ما و تمامی دانشجویان دانشگاه بتونیم رتبه 1 ایران بشیم !

به امید اون روز.

یه مرتع توپ

اردوی کاشان

سلام بچه ها

این روزها شایعاتی مبنی بر لغو اردوی کاشان بعلت کمبود بودجه شنیده می شه

من از بچه ها می خوام پیگیر این موضوع باشن تا هر جور شده این اردو شکل بگیره

چرا شکل بگیره؟ ۱. این ترم آخره که با هم هستیم ۲. میتونه اردوی پایان دوره مون باشه

۳. اگر ارزشش بیشتر از جشن فارغ التحصیلیمون نباشه کمتر هم نیست

۴. بازدید از باغ ملی گیاهشناسی تهران رو هم داره که خیلی دیدنیه

۵. از همه مهمتر توی دفترچه ی خاطرات ۴ ساله مون ثبت میشه (با عکس های که قراره خانوم رضایی بگیره!)

برای آغاز .......

سلام میکنم به همه همکلاسی های عزیزم. ببخشید اگه با یه هفته تاخیر اومدم. این وبلاگ رو راه انداختیم تا بعد از فارغ التحصیلی نیز با هم باشیم و کنار هم!

4 ساله که از ورودمون به دانشگاه میگذره و در ماه های پایانی کسب مدرک خوب مهندسی منابع طبیعی (گرایش خوب تر مرتع و آبخیزداری) هستیم.این 4 سال با همه خوبی ها و بدی یاش گذشتو فقط خاطرهاش بجا موند!

هی همه می گفتن که این 4 سال بهترین دوران عمر آدمِ و زود میگذره و دیگم تکرار نمیشه ..... و حالا میفهمیم که چه راست میگفتن همه...!

فکر راه اندازی وبلاگ به این خاطر بود که بتونیم بعد از اتمام دانشگاه نیز در کنار هم باشیمو از احوال هم با خبر.

برای دسترسی همه  میتونن با کلمه کاربری خودشون وارد بشن و مطلب بذارن؛ از دل نوشته ها گرفته تا تبریک تولد به هم و قرار ملاقات و مسائل روز و ....

از همه خواهش دارم که هر چند وقت یه بار نگاهی به وبلاگ بندازن و اگه تونستن مطلبی توش بنویسن. شک ندارم که در آینده اهمیت این وبلاگ مشخص خواهد شد و همگیمون لذت خواهیم برد.

پس از همین امروز شروع کنید....

آروزی موفقیت!!