تبریک سال نو (سال 1392)


سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند
و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند
و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند
سال نو ی همه مبارک

بیابان و پایان نامه!!

سلام به بچه های بیابان 85 دانشگاه فردوسی مشهد!!!

یادتونه قبلا می گفتیم مرتعی های 85 فردوسی! حالا چه فرق می کنه، خوبه که همه بیابونی باشیم! یعنی اینکه خاکی باشیم!!

جاتون خالی رشته بیابون همنجوری که فکر می کردم جذاب و خوندی بود و هست! نمیدونم چه حکمتی بین زادگاهم و رشته ام بود که الان پیوندش محکمتر شده و جدا نشدنی!!

خلاصه سرنوشت (همونی که ما رو از سر نوشت!!) همون جوری که مهر 85 منو آورد فردوسی؛ حالا دفتر پایان نامم رو باز کرده و فردا می بنده تا نهایت اطلس زندگیمو کامل کنه!!!

بعضی ها تموم کردن، بعضی ها توی راهن و منم اولشم هنوز!! قراره روی گرد و غبار منطقه شهداد کرمان کار کنم. نمونه بردار ساختم و نصب کردم و نمونه گرد و غبار منطقه رو جمع می کنم واسه منشاء یابی و تعیین خصوصیات فیزیکی و شیمیایی گرد و غبار شهداد کرمان

خلاصه سرتون رو به درد نیارم چند تا عکس در ادامه مطلب میذارم، ببینید و نظر بدین و راهنماییم کنید (ممنون)

نمونه بردار های قیفی شکل که رسوب گرد و غبار رو جمع آوری می کند. 5 تا ساختم و در 5 روستا از منطقه شهداد کار گذاشتم

ادامه نوشته

تبریک سال جدید و راز عشق شقايق

ادامه نوشته

خاطرات بچه های کلاس بعد از فارغ التحصیلی!!!!

سلام به همه ی همکلاسی های باحال و بی حالم!! همکلاسی های باحالم اونایی هستن که سراغی از بچه های کلاس می گیرن حداقل با سر زدن به وبلاگ، اونایی هم که اون جو صمیمی و دوست داشتنی کلاس رو فراموش کردن میشن بی حال!! ولی خودم تا حدودی به این جمله اعتقاد دارم: "از دل برود هر آن که از دیده رود"!!

خلاصه دنیا پایین و بالا داره الان پایین باشه ... !!!

بگذریم، چند روز پیش نگاهم اوفتاد به عنوان وبلاگ: "خاطرات بچه های کلاس بعد از فارغ التحصیلی" ! عنوان جالبی واسه وبلاگه ولی توجه کردین تا حالا کسی خاطره ای اینجا نذاشته!! مطلب ها اینجا یا تبریک هست یا یه خبر تازه، خبری از خاطره نیست!! ولی من این تابو رو می شکنم و برای اولین بار یکی دو تا خاطره براتون می گم!! اولیش مربوط میشه به ثبت نام دانشگاه و دومین خاطره از سفر دور دنیا واستون می گم!! شما هم اگه اتفاق جالبی توی زندگیتون افتاد و دوست داشتین بگین حتما این کار رو بکنید، از تجربه هاتون واسه ما بگین تا ما  هم از این تجربه ها استفاده کنم.

روز شنبه اول بهمن ماه پس از 8 ساعت خوابیدن توی اتوبوس رسیدم اصفهان! ساعت 8.30 صبح بود که رسیدم دانشگاه، رفتم واسه ثبت نام که تا 4 بعد از ظهر طول کشید! ولی خدا رو شکر همه ی کارام تموم شد و شبش برگشتم کرمان. دانشگاه بزرگی بود توی خمینی شهر اصفحان که 15 کیلومتر از مرکز اصفحان فاصله داشت. خوابگاهاش خیلی بزرگ بود همشون 5 طبقه بودن و هر طبقه 40 تا اتاق 4 نفره!! من طبقه ی سوم خوابگاه شماره 3 با 3 نفر که هنوز نمیشناسمشون هم اتاق شدم!! هفته ی دیگه کلاس ها شروع میشه و من باید برم اونجا دیگه، در کل دانشگاه بزرگیه و از لحاظ امکانات هم مثل فردوسی هست ولی چیکار کنم که هیچ جا فردوسی نمیشه!!!

دومین خاطره از کتاب سفرنامه ی خودم هست که آخرین خاطره اون کتاب رو واسه شما میگم!! حدود یک ماه پیش بود که با سه تا از دوستام رفتم بندر عباس و قشم!! جاتون خیلی خالی بود چون که هوا خیلی رویایی بود! چند روزی اونجا گشتیم و صفا کردیم. یه اتفاق جالب هم افتاد، یکی از هم کلاسی هامو بعد از 2 سال توی یکی از پاساژهای قشم دیدم! بله خانم بخشی !!! داشتم توی یکی از سالون های پاساژ می رفتم که خانم بخشی از یکی از مغازه ها درست جلوی من اومد بیرون!! کلی دوتایمون جا خوردیم که این جور جایی یکدفعه همو دیدیم!! بعد از سلام و احوال پرسی متوجه شدم خانم بخشی با مامان و عمه و یکی از خواهراشون اومدن قشم، 20 دقیقه ای با هم صحبت کردیم؛ خانم بخشی می گفت درسام تموم شده و از ترم دیگه روی پایان نامه کار می کنم. خانم بخشی گفت اگه وبلاگ رفتی سلام منو به بچه ها برسون که منم همین کارو کردم! خلاصه خیلی برام جالب و غیره منتظره بود که یکی از هم کلاسی هامو بعد از دو سال کنار "خلیج همیشگی فارس" می بینم!!

"ما از این خاطره نتیجه می گیرم که سفر چیزه خوبی است و باعث خوشحالی می شود و شاید یکی از هم کلاسی های گذشته ی خود را در آنجا ببینید"!!!

بچه ها من به قول خودم عمل کردم و دو تا خاطره بعد از فارغ التحصیلی براتون نوشتم!! شما هم یادتون نره ها!!! 

 

 

تولد یلدا و علیرضا مبارک!!!!!!

سلام به همه ی بچه های گل و مرتع!!

دوباره تولد شد و این دفعه تولد دو نفر... درست حدس زدید: یلدا خانم و آقا علیرضا!!!

مبارک هر دو تاشون باشه!!

علیرضا جان، محمود جان، ابی جان، مهندس اکبری جان  و همه ی خانم های کلاس خودمون و خودشون: یلدا مبارک!!! امیدوارام شیرینی های زندگیتون مثل شیرینی های شب یلدا تموم نشدنی باشه!!!

میگن هر کی توی این شب به دنیا بیاد صبور میشه و با نمک!! علیرضا جان من به نوبه ی خودم از طرف جامعه ی مدرسین و محصلین و دوست داران محیط زیست و همه ی بچه های کلاس 85 بهت تبریک میگم! امیدوارم بلندی عمرت توی زندگی به بلندی شب یلدا توی سال باشه!

کادویی امسال منم سه تا عکس خاطره انگیز از شب یلدا سال دوم توی خابگاه هست که هر سه تاشو خودم برات گرفتم!!

تولدت مبارک!

ملوس!!!


ادامه نوشته

پاییز و باغچه ی کوچک ما!!!!

پاییز اومد!


سلام!

سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه

دلم برای همتون تنگ شده، مخصوصا برای اونایی که روزهای اول به وبلاگ سر می زدن ولی الان دیگه وقتشو ندارن!!!!!

منم چیزی برای گفتن ندارم فقط چند تا اس ام اس باحال دارم که واسه همتون میذارم همین جا تو وبلاگ بچه های باحال مرتع و آبخیز 85!!!!!

.... کاش یادت نرود بین بی باوری آدم ها، یک نفر می خواهد که تو خندان باشی... نکند کنج هیاهوی زمان بروم از یادت.....

.... قلبم تخته سیاه تنگ و شلوغی ست که نامت را گوشه ی خلوتی از آن نوشته ام... آه ... در در ازدحام لحظه ی تعطیل دستی به شیطنت همه را پاک کرده است....

.... معلمم به خط فاصله می گفت خط تیره.... انگار خوب می دانست فاصله ها چه به روزگار آدمها می آورند....

.... همیشه قصه ی تلخ آدمها تنها شدنه، اما زیباترین حکمت به یاد هم بودنه....


تبریک تولد

مبارک بادت این روز جهانی
                                 
که نوشیدی شراب زندگانی

بدنیا آمدی لپّت تپل بود
                                  
ولیکن چهره ات همیشه گل بود
!!!

علیرضا جان تولدت مبارک

یادش بخیر سال های قبل شب یلدا توی خوابگاه دو تا مراسم با هم داشتیم؛ یکی شب یلدا یکی تولد تو

خلاصه کلی شادی می کردیمو آهنگ می ذاشتیمو کلی ورزش اروبیک انجام می دادیم!!!!

انشاا... 120 ساله بشی


تمرکز

راههاي افزايش تمركز بر درس و تقويت حافظه

ادامه نوشته

مردي نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت براي دكتر تعريف كرد.

دکتر گفت به فلان سیرک برو. آنجا دلقکی هست، اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود.

مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم

کوه انعکاس

پسر و پدری داشتند در كوه قدم می زدند كه ناگهان پای پسر به سنگی گیر كرد، به زمین افتاد و داد كشید: آآآ ی ی
صدایی از دور دست آمد: آآآ ی ی ی !!
پسرك با كنجكاوی فریاد زد: كی هستی؟ پاسخ شنید: كی هستی؟
پسرك خشمگین شد و فریاد زد: ترسو! باز پاسخ شنید: ترسو! پسرك با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت: پسرم توجه كن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یك قهرمان هستی! صدا پاسخ داد: تو یك قهرمان هستی
پسرك باز بیشتر تعجب كرد. پدرش توضیح داد: مردم می گویند كه این انعكاس كوه است.
ولی در حقیقت انعكاس زندگی است. هر چیزی كه بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب می دهد.
اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی ، آن را حتماً به دست خواهی آورد. هر چیزی را كه بخواهی و هر گونه كه به دنیا و آدم ها نگاه كنی زندگی همان را به توخواهد داد.

50 مزیت مرد بودن

1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست

2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید

3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه

4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو  قایم نمیکنید

5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب  کمتر است

6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه

7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید

8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می­آد

10- فقط شما میتونید برید استادیوم

11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید

12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید

13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید

14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید

15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید

16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره

17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید

18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید

19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید

20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید

21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟

22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…

23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید

24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید

25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید

26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید

27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید

28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید

29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید

30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه

31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد)

32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید

33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید

34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه

35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون

36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید

37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید

38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD  معمولا بالای 16 میلیون میباشد)

39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره

40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست

41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید

42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند

43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید

44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد

45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید

46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)

47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار  ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد

48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید

49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)

50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

 

بعد از خواندن این مطلب دیگر قند و شکر نمی‌خورید!!

محققان می‌گویند قندها می‌تواند بسیار مضرتر از چربی‌ها باشد.

خدایش راست می گن! اگه ادامه ی مطلبو بخونید می فهمید این پزشکای خارجی چه کارا نکردن!!!

 

 

ادامه نوشته

پروژهای رویایی!!!

برای دانشگاه آرزوهایی داشتیم برای خوابگاه یه آرزوهای دیگه!!! خدا رو شکر به اکثر آرزوهامون رسیدیم! یادمه قبل از اینکه بیام دانشگاه با یکی از دوستام که تهران درس می خوند ( دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی) رفتیم تهران، هم باهاش دانشگاه رفتم هم خوابگاه؛ تازه کلی هم پارک رفتیم!! اونجا بود انگیزه ی مرتع داری اینجا رو توی مغزم پرورش دادم!! همزمان با این کار خبر رسید این دانشکده با این رشته ها افتتاح شده، منم خوشحال همه ی رشته ها رو ول کردم اومدم همینجا به 4 تا آرزوم همزمان رسیدم!!! بگذرد که طی این 4 سال به چند تا آرزوی دیگم رسیدم ولی هنوز n تا آرزو دارم! هر چی به جونیم نزدیک تر میشم آرزوهام بیشتر میشه، میترسم آخر به جوونیم برسم به آرزوهایی که دوست داشتم نرسم!!!!

حالا یکی از بزرگترین آرزوهام تموم کردن پروژست!! روزهای بلند، گرمای بی سابقه، خوابگاه بی کولر، پیشرفت لاکپشتی پروژه و آشپزی های کم نظیر!!!!

ولی مطمئنم یه روز حسرت همین روز ها می خوریم.

 

 

 

 

"ترين"هاي جام‌جهاني 2010 از دريچه آمار


 نوزدهمین دوره جام جهانی یکشنبه شب با قهرمانی تیم اسپانیا به پایان رسید. این نخستین جام جهانی بود که در قاره آفریقا و به میزبانی آفریقای جنوبی برگزار شد اما  تیم‌های آفریقایی عملکرد ضعیفی داشتند.

برای خواندن متن کامل لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید!!

ادامه نوشته

fifa world cup 2010

سلام بچه ها

خلاصه امتحان هاي ما و همه ي بچه هاي دانشگاه تموم شد!!

ما كه نفهميديم چي بود و چي داديم!! مي پرسيد چرا!؟

مگه اين مسابقه هاي جام جهاني گذاشت ما درست درس بخونيم! يه چشممون رو كتاب بود یه چشممون به تلوزيون، حواسمون هم يه جا ديگه!!! از افتتاحيه بگير تا تك تك مسابقات!!! نمي دونم چرا ست بلاتر (رئيس فيفا) اين قدر بد برنامه ريزي ميكنه كه همش وسط امتحان هاي ما مي افته!! چهار سال پيش هم كنكور وسط جام جهاني افتاده بود، به خاطر همين من اينجا قبول شدم!!!

من كه خيلي عاشق فوتبال هستم اميدوارم شما هم باشيد، يه چند تا از بازي هاي ايتاليا رو ببينيد، اگه نتونستيد بازي هاي نيم نهاي يا حداقل فينال رو ببينيد.

به اميد پيروزي ايتاليا قهرمان

سلام

بچه ها اين سلام منو يادتون مي مونه؟!!

اگه بمونه هميشه براتون تازگي داره

يادم هست روز اولي كه دانشگاه اومده بودم چقدر خوشحال بودم؛ يادم هست اولين كلاسمو كه زبان بود يك ساعت دير اومدم سر كلاس!!!

يادم هست كه خيلي چيزها رو ياد نداشتم؛ تك تك كلاسها رو يادم هست، يادم هست.....

حالا بعد از چهار سال داريم يه تجربه ي جديدي رو ياد مي گيريم، داريم تجربه مي كنيم كه بدون هم ولي به ياد هم زندگي كنيم.....

داريم سعي مي كنيم روي پاهاي خودمون وايسيم، داريم زندگي كردن رو دوباره تجربه مي كنيم

يادم رفت كه بگم زندگي كردن رو در كنار بچه هاي دوست داشتني و سر كلاس هاي خاطره انگيز ياد گرفتم، راستي يادم رفت كه بگم اين زندگي چقدر نامرده؛ اون كه مي دونست ما قراره يه روزي از هم جدا بشيم چرا ما رو با هم آشنا كرد؟!! اشكال نداره آشنا كرد چرا اينقدر صميمي كرد؟!!

يادم هست اولين كلاسمو كه زبان بود يك ساعت دير اومدم، يادم هست آخرين عكس يادگاريمونو روي سن، كنار هم، توي جشن فارغ التحصيليمون گرفتيم.....

خنده دار ترین و مسخره ترین قوانین عمومی جهان

۱/ جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
  ۲/ تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای ۱۵ برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
  3/ مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال ۷۹ در عراق ممنوع بود.
  4/ در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
  5/ در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
  6/ در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
  7/ در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
  8/ در سال ۱۸۸۸ در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
  9/ در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
  10/ تا سال ۱۹۸۴، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست ۱۵۰۰ نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
  11/ در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
  12/ اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال ۱۷۸۷ حذف کرد.
  13/ در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ملکه.
  14/ در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.
  15/ در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.
  16/ در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.
  17/ در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.
  18/ در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
  19/ در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.
  20/ در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.
  21/ زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.
  22/ در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از ۲۰ متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله ۱۵ متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
  23/ در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.
  24/ در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی.پرهایش را بزن...خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.

کفش های آدیداس یا میرزا نوروز!!؟

یادش بخیر دیروز رفتیم بازدید!!

برای ما تازگی داشت چون تازه داریم یه چیزای میفهمیم!! ولی حیف که دیر فهمیدیم!!

بازم خدا رو شکر می کنیم آخه بعضی ها بعده ۴ سال هیچی یاد نگرفتن... بعضی ها هم اینقدر ناامید شدن که دیگه بازدید هم نیومدن!!

بعضی ها از این فرصت استفاده کرده بودن ادای مانکن ها رو در می آوردند!!! غافل از این که ست کنن یا حداقل مد بپوشن!!! از همه بیشتر کفش ها ی یکی خود نمایی میکرد... خودش که میگفت گرون خریدم ولی ما نفهمیدیدم این کفش ها واقعا کفش های آدیداسه یا کفش های میرزا نوروز!!؟

 

یکی از زیباترین مزارع جهان

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی!!

اردوی کاشان

سلام بچه ها

این روزها شایعاتی مبنی بر لغو اردوی کاشان بعلت کمبود بودجه شنیده می شه

من از بچه ها می خوام پیگیر این موضوع باشن تا هر جور شده این اردو شکل بگیره

چرا شکل بگیره؟ ۱. این ترم آخره که با هم هستیم ۲. میتونه اردوی پایان دوره مون باشه

۳. اگر ارزشش بیشتر از جشن فارغ التحصیلیمون نباشه کمتر هم نیست

۴. بازدید از باغ ملی گیاهشناسی تهران رو هم داره که خیلی دیدنیه

۵. از همه مهمتر توی دفترچه ی خاطرات ۴ ساله مون ثبت میشه (با عکس های که قراره خانوم رضایی بگیره!)