شام بیادماندنی...

دیشب مهران جان و علیرضا جان اومده بودن پیش من ! منم واسه شام نگهشون داشتم ! با خودم گفتم جوجه که از تالار هست، برنج هم درست میکنمو میخوریمو حالشو میبریم ! همینطور که مشغول صحبت کردن و چرت و پرت گفتن بودیم برنج هارو خیس کردمو بعدم گذاشتم رو گاز.... اینقد حواسم پرت شد که آب برنجا سر رفت و ریخت رو گاز .... حالا این بماند ... چشتون روز بد نبینه که وقتی میز رو چیدم و خواستیم غذا بخوریم ، تا درب قابلمه رو باز کردم و اومدم که برنج جا کنم دیدم از بس خمیر شده از کفگیر جدا نمیشه !! بخدا اینقد خمیر شده بود که میشد باهش گوله درست کنی و به سمت هم دیگه پرتاب کنیم ! خلاصه به هر ضربی بود خوردیمشون ! چه با ماست و خیارشور چه با نوشابه!
البته نمیدونم چرا اینطوری شد! فکر میکنم حواسم نبود! آخه قبلا درست کرده بودم و خمیر نمیشد!! تازه خیر سرم زنگ زده بودم به مادرجان شکوه و دستور پخت گرفته بودم!! فک کنین اگه نمیزنگیدم چی میشد .... !!!!
وقتی میز رو جمع کردم و برگشتم تو اتاق دیدم مهران جان دراز کشیده رو تختم و چشاشو بسته!! گفتم چی شده ؟؟!! گفت دم کردم ؛ همووووووجووووور !! دیگه من و علیرضا جان هم کلی بهش خندیدیم!!
هیچی دیگه !! این بود ماجرای شام درست کردن بنده!! اومدیم به بیچاره ها یه شام خوب بدیم که از بس خراب شد آرزو میکردن کاش میرفتن همون خوابگاه !!!


















این وبلاک جهت ارتباط دانشجویان رشته مرتع و آبخیز 85 دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد در تاریخ 89/1/27 راه اندازی شد است. قرار بر این است تا پس از فارغ التحصیلی تمامی هم کلاسی ها هرازچند گاهی مطالبی را در این وبلاگ قرار دهند.